در این مقاله آمده است:
1- احمد توکلی بعضی شعارهای مطرح شده در جریان راهپیمایی روز قدس را نشانه عدم پایبندی حـامیـان جنبـش سبـز به مبانی انقلاب دانسته و خواستار اعلام برائت موسوی و خاتمی از حاملانایــن شـعــارهـا شـده است. مهمترین شعارهایی کـه مـوجـب اعتـراض تـوکلـی گردیده، یکی تاکید عدهای از شعار دهندگان بر عبارت <جمهوری ایرانی> بوده و دیگری شعار <نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران.> مشخص نیست توکلی با کلام منطق، مسئولیت این شعارها را مستقیماً متوجه دو رهبر اصلاح طلب میداند؟ کسانی که مسئولیت شعار چند جوان حامی خاتمی و موسوی را به حساب این دو میگذارند آیا حاضرند مسئولیت حمله به خاتمی با سلاح سرد و اهانت به موسوی را هم متوجه کسانی بدانند که در روزهای اخیر، زمینه هتاکی و حمله فیزیکی به موسوی و خاتمی را فراهم نمودند؟
2- توکلی، شعار <جمهوری ایرانی> را مغایر دیدگاه رهبر فقید انقلاب دانسته که در زمـان بـرگـزاری رفـرانـدوم جمهوری اسلامی، بر <جمهوری اسلامی> نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیـاد تـأکیـد کـرده بـودند. قبـل از شعار چند جوان - که مشخص نیست نیروهای نفوذی آنطرفی بودهاند یا طرفداران خاتمی و موسوی - بسیاری از بزرگان جناح مورد حمایتآقای توکلی، اصرار خود بر استفاده از عـنـوان <حکـومـت اسلامـی> بـه جـای عبـارت <جمهوری اسلامی> را به نمایش گذاشتند. حتی بعضی از آنها مدعی شدند تأکید امام بر لفظ <جمهوری اسلامی> برای فریب غربیها بوده است! چرا احمد تـوکلـی آن روز، نـامه ننوشت و از تضعیف مبانی <جمهوری اسلامی> احساس خطر نکرد؟
3- توکلی به سران اصلاحات هشدار داده است که سکوت آنها میتواند <سلاح کسانی را تیز کند که اعتقاد چندانی به مدارا با مردم و مردم سالاری دینی نـدارنـد.> آیـا تـوکلـی نـگـران نیست که بعضی از هشدارهای یکطرفه او و دوستانش، میتواند سلاح کسانی را تیز کند که عدم اعتقاد خود به مردم سالاری دینی را در عمل به اثبات رساندهاند و هرگاه توانستهاند، برای محدودسازی نشانههای این مردم سالاری یعنی آزادی بیان و آزادی حق انتخاب مردم، فضاسازی رسانهای کردهاند؟
4- تـوکلـی در نـامه خویش به "خودراییها، ندانم کاریها و جهتگیریهای نادرست دولت" هم اشاره کرده است اما برخی اقدامات منسوب یا مرتبط با موسوی و خاتمی را خطرناکتر میداند. اما ای کاش توکلی به تقدم و تأخر حوادث هم اشارهای میکرد. زیرا به نظر میرسد آنچه موجب برخی اعتراضات رادیکال در کشور شده و فضا را برای بعضی شعارها آماده ساخته، همان ندانمکاریها، خودراییها و جهتگیریهای نـادرسـت دولت بوده است.
تـوکلـی تـلاش نموده شعارهای تند اخیر را به نحوی با جنبش مورد نظر موسوی و خاتمی مرتبط سازد. اما ظاهراً او فراموش کرده که چه کسانی در جریان انتخابات هر نوع یارگیری را مجاز می شمردند و برای حفظ وحدت جناح خود، رسماً بر نادیده گرفتن خود رایی ها، قانون شکنیها و ضعفهای دولت تأکید می کردند.شاید نصیحت آن افراد به خاتمی و موسوی برای شـفاف کردن همه مواضع خویش مصداق بارز <منع رطب توسط رطب خورده> باشد. البته نگارنده موافق است که خاتمی و موسوی، به صورت دقیق مواضع خویش را اعلام نمایند و در کنار آن، بر این نکته تأکید کنند که در میان معترضان انتخاباتی، حضور کسانی هم که احساس فداکاری نسبت به غزه و لبنان ندارند بـلامـانـع اسـت هـمـانطور که جریان آن طرف، نظریهپرداز دوستی با مردم اسرائیل را در میان خود محترم میشمارد و زمینهای فراهم کرده است که چهره او، به صورت مستمر از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شود.
5- توکلی تلاش کرده همه جریان سبز را در کسانی محدود کند که شعارهای آنها از نظر توکلی - و بسیاری از نیروهای انقلابی - نامطلوب تلقی میگردد.
در حالی که او به خوبی میداند بدنه جریان سبز، همانها هستند که روز 25 خرداد، مدنیترین و آرامترین اعتراض را به نمایش گذاشتند. آیا در آن روز، حتی یک کلمه از شعارهایی که اعتراض اخیر توکلی را به دنبال داشت، شنیده شد؟ حتی اگر فرض نفوذی بودن بعضی شعاردهندگان نادیده گرفته شود بایستی به این حقیقت اذعان کرد که مسئولیت تند شدن فضا به عهده کسانی است که از صدور مجوز برای راهپیماییهای قانونی جلوگیری میکنند و اجازه نمیدهند اعتراضات همانند 25 خرداد بیان شود.
6- توکلی از موسوی و خاتمی خواسته است که <با اقدامات و اظهارات خود، امید و مشارکت مردم در سرنوشت خویش را بالا ببرند.> اما گویا او فراموش کرده که حضور موثر خاتمی، موسوی و کروبی در فرآیند انتخابات، یکی از دلایل اصلی رسیدنمشارکت مردم به مرز 85 درصد بود.
آیا پس از انتخابات، این نقش آفرینی مورد توجه قرار گرفت یا عدهای تلاش کردند تمام این حضور را به نفع عملکرد دولت مصادره کنند؛ همان دولتی که توکلی به وجود ندانمکاریها، خودراییها و جهتگیریهای نـادرسـت آن، اذعـان دارد؟ البته توکلی حق دارد براساس دیدگاههای جناحی خویش، کسی را محکوم کند یا از یک جریان، حمایت تاکتیکی یا راهبردی به عمل آورد. اما قاعدتاً نباید توقع داشته باشد که هشدارها و اندرزهای او و دوستانش، تماماً از سر دلـسـوزی تلقی شود، زیرا بعضی ادعاهای سابق درخصوص اصلاح طلبان بیش از آنکه ناشی از دلسوزی برای راه امام و مبانی انقلاب باشد، با هدف زمینهسازی برای حذف یک رقیب قدرتمند - جناح اصلاح طلب - صورت میگرفت.
اگر توکلی میخواهد از این اتهام مبرا باشد بهتر است به صراحت اعلام کند بعضی رفتارهای انتخاباتی و برخی خودراییها و ندانمکاریهای دولت را تا چه حد در تند شدن فضا و رخنه شعارهای رادیکالی - و بعضاً ناپسند - در تجمعات سبزپوشان موثر میداند؟
البته شاید توکلی همانگونه کـه تلـویحاً در نامه خود نوشته است، آماده شدن فضا برای بـرخـوردهـای تـنـد بـا مـعـتـرضان را اجتنابناپذیر میداند و <نصیحتنامه> او در واقع همراهی با کسانی است که وظیفه بسترسازی برای برخوردهای تند را به عهده گرفتهاند!
